سوره مریم

با سلام

ميخواهم براي شما دوباره نظر مسيحيان رو درباره حضرت عيسي (ع) بگويم . اين مقدمه رو به زبان انگليسي هم مينويسم ، شايد بعضي از انگليسي زبان ها هم خواندند اين موضوع رو .

تاريخ مسيحيت به خوبى گواهى مى‏دهد كه آنها تا چه اندازه بعد از حضرت مسيح (ع) در باره او و مسأله توحيد اختلاف كردند.

بعضى گفتند: او خداست كه به زمين نازل شده است! عده‏اى را زنده كرده و عده‏اى را ميرانده سپس به آسمان صعود كرده است! بعضى ديگر گفتند: او فرزند خداست! و بعضى ديگر گفتند: او يكى از اقانيم سه گانه (سه ذات مقدس) است، اب و ابن و روح القدس (خداى پدر، خداى پسر و روح القدس)! و بعضى ديگر گفتند: او سومين آن سه نفر است: خداوند معبود است، او هم معبود، و مادرش هم معبود! سر انجام بعضى گفتند: او بنده خداست و فرستاده او.

و ياد كن در كتاب خود احوال مريم را آن گاه كه از اهل خانه خويش كنار گرفته به مكانى به مشرق (بيت المقدس براى عبادت) روى آورد. (16)

و آن گاه كه از همه خويشانش به كنج تنهايى محتجب و پنهان گرديد ما روح خود را (روح القدس كه فرشته اعظم است) بر او فرستاديم و او در صورت بشرى زيبا و راست اندام بر او ظاهر شد. (17)

مريم گفت: من از تو پناه به خداى رحمان مى‏برم اگر مرد پرهيزكارى هستى. (18)

گفت: من فرستاده خداى توام، آمده‏ام تا تو را پسرى بخشم بسيار پاكيزه و پاك سيرت. (19)

مريم گفت: از كجا مرا پسرى تواند بود در صورتى كه دست بشرى به من نرسيده و كار ناشايسته‏اى هم نكرده‏ام؟ (20)

گفت: اين چنين كار البته خواهد شد، خدايت فرموده كه بسيار بر من آسان است (تا قدرت ما را بر آن دريابى) و تا اين پسر را آيت بزرگ و رحمت واسع خود براى خلق گردانيم و قضاى الهى بر اين كار رفته است. (21)

پس مريم (به مشاهده جبرئيل، در گريبانش نسيم اهتزازى يافت و) به آن پسر بار برداشت و (براى آنكه از سرزنش قوم جاهل بركنار باشد) با آن به مكانى دور خلوت گزيد. (22)

آن گاه درد زاييدن او را به كنار درخت خرمايى كشانيد (و از شدت حزن و اندوه با خود) گفت: اى كاش من از اين پيش مرده بودم و از صفحه عالم به كلى نامم فراموش شده بود. (23)

پس از زير آن درخت (روح القدس يا فرزندش عيسى) او را ندا كرد كه غمگين مباش كه خداى تو از زير قدم تو چشمه آبى جارى كرد. (24)

شاخ درخت را به سوى خود حركت ده تا از آن بر تو رطب تازه فرو ريزد. (25)

پس (از اين رطب) تناول كن و (از اين چشمه آب) بياشام و چشم خود (به عيسى) روشن دار، و هر كس از جنس بشر را كه ببينى (به اشاره) با او بگو: براى خداى رحمن نذر روزه (سكوت) كرده‏ام و امروز با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت. (26)

آن گاه كودك را برداشته نزد قوم خود آورد گفتند: اى مريم عجب كارى منكر و شگفت‏آور كردى! (27)

اى خواهر هارون، تو را نه پدرى ناصالح بود و نه مادرى بدكار (پس تو دختر بكر از كجا فرزند يافتى)! (28)

مريم به اشاره حواله به طفل كرد، آنها گفتند: ما چگونه با طفل گهواره‏اى سخن گوييم؟ (29)

آن طفل (به امر خدا به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده خاص خدايم كه مرا كتاب آسمانى و شرف نبوت عطا فرمود. (30)

و مرا هر كجا كه باشم مايه بركت (و رحمت) گردانيد، و تا زنده‏ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد. (31)

و مرا نيكوكار به مادرم ساخت و مرا ستمكار و شقى نگردانيد. (32)

و سلام حق بر من است روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه از جهان بروم و روزى كه (براى زندگانى ابدى) باز زنده برانگيخته شوم. (33)

اين است (قضيه) عيسى بن مريم كه مردم در امر خلقتش شك و ريب دارند، اكنون به سخن حق و صواب، حقيقت حالش بيان گرديد. (34)

خدا را هرگز نشايد كه فرزندى اتخاذ كند، كه وى منزه از آن است، (او قادرى است كه) چون حكم نافذش به ايجاد چيزى تعلق گيرد همين كه گويد: «موجود باش» بى‏درنگ آن چيز موجود مى‏شود. (35)

خداى يكتا پروردگار من و شماست، او را پرستيد كه راه راست همين راه خداپرستى است. (36)

آن گاه طوايف مردم (يعنى نصارى) در ميان خود (درباره مسيح پسر مريم) اختلاف كردند (برخى او را از كفر و جهل، خدا دانستند و برخى پسر خدا و برخى پسر يوسف نجارش خواندند)، پس واى بر اين مردم كافر از حضور در آن روز بزرگ قيامت. (37)

روز محشر كه خلق به سوى ما بازآيند چقدر شنوا و بينا شوند! ولى امروز (كه بايد حقيقت را بشنوند و ببينند) مردم ستمكار همه به گمراهى و ضلالت آشكار فرو رفته‏اند. (38)

و (اى رسول ما) امت را از روز غم و حسرت (يعنى روز مرگ و قيامت) بترسان كه آن روز ديگر كارشان گذشته است و آنها سخت از آن روز غافلند و به آن ايمان نمى‏آورند. (39)

تنها ماييم كه (پس از فناى خلق و انتقالشان به عالم آخرت) زمين و اهلش را وارث مى‏شويم و همه به سوى ما بازگردانده خواهند شد. (40)

The history of Christianity has good evidences that they are very different after Christ (peace be upon him) about him and monotheism .

 Some said : " He is God that sent to the earth ! Resuscitates some people and takes some people's life and then rised to the sky . Also some others said : " He is son of God . Some said : " He is one of the  Trinity ; The Father , the Son and the Holy Ghost .  And some said : " He is the third of the Trinity : God is the god , He is god and also his mother is god . Upshot , some said : " He is servant of God and God's apostle and God's messenger .

 Quran says :

 (II) Mention in the Book how Mary withdrew from her people to an Eastern place.(19/16)

She chose to be secluded from them. We sent her Our spirit, who presented himself to her as a full- grown human being. (19/17)

She said:" I take refuge with the Mercy-giving from you, unless you are someone who does his duty." (19/18)

He said:" I am only your Lord's messenger to bestow a clean-living boy on you." (19/19)

She said:" How shall I have a boy when no human being has ever touched me, nor am I a loose woman?" (19/20)

He said:" Thus your Lord has said: 'It is a simple matter for Me] to do [. We will grant him as a sign for mankind and a mercy from Ourself. ' It is a matter that has been decided." (19/21)

So she conceived him, and withdrew to a remote place to have him. (19/22)

Labor pains came over her by the trunk of a datepalm. She said:" If only I had died before this, and been forgotten, overlooked!" (19/23)

Someone called out to her from below where she was:" Don't feel so sad! Your Lord has placed a brook at your feet. (19/24)

Shake the trunk of the datepalm towards you so it will drop some fresh dates on you. (19/25)

Eat and drink, and refresh yourself. Should you see even a single human being, then say: 'I have vowed to keep a fast to the Mercy-giving whereby I'll never speak to any person today!" (19/26)

She carried him back to her family. They said:" Mary, you have brought something hard to believe! (19/27)

Kinswoman of Aaron, your father was no evil man, nor was your mother a loose woman." (19/28)

She pointed to him. They said:" How shall we talk to someone who is a child in the cradle?" (19/29)

He said:" I am God's servant. He has given me the Book and made me a prophet. (19/30)

He has made me blessed wherever I may be, and commissioned me to pray and [pay] the welfare tax so long as I live; (19/31)

And [to act] considerate towards my mother. He has not made me domineering, hard to get along with. (19/32)

Peace be on the day I was born, and the day I shall die and the day I am raised to life again!" (19/33)

Such was Jesus, the son of Mary; [it is] a true statement which they are still puzzling over. (19/34)

It is not God's role to adopt a son. Glory be to Him! Whenever He determines upon some matter, He merely tells it:" Be!", and it is. (19/35)

God is my Lord and your Lord, so worship Him [Alone] . This is a Straight Road [to follow] (19/36)

Factions have differed among themselves, yet how awful will it be for those who disbelieve when it comes to the spectacle on such a dreadful day!(19/37)

Listen to them and watch for the day when they will come to Us; though wrongdoers are in obvious error even today.(19/38)

Warn them of the Day of Regret when the matter will be decided: they act so heedless and still do not believe.(19/39)

It is We Who will inherit the Earth plus anyone on it; to Us shall they return!(19/40)

 سوره مريم - آیه های 1 تا 50

سوره مریم - آیه های 51 تا 98

!! نوشته شده توسط امیرحسین | 13:0 | چهارشنبه 1388/12/12