سوره توبه
(إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) «خداوند آمرزنده و مهربان است»، و كسى را كه به سوى او بازگردد، از خود نمىراند.
با سلام
این سوره واقعاٌ زیباست و بسیار بیدارکننده . به هیچ عنوان خوندنشو از دست ندید . این یک مقدمه ایست زیبا ...
(آيه 111)- يك تجارت بىنظير! از آنجا كه در آيات گذشته در باره متخلفان و جهاد سخن به ميان آمد، در اين آيه و آيه بعد مقام والاى مجاهدان با ايمان، با ذكر مثال جالبى، بيان شده است.
در اين مثال خداوند خود را خريدار و مؤمنان را فروشنده معرفى كرده، و مىگويد: «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند، و در برابر اين متاع، بهشت را به آنان مىدهد» و از آنجا كه در هر معامله در حقيقت «پنج ركن اساسى» وجود دارد، در اين آيه به تمام اين اركان اشاره كرده است. خودش را «خريدار» و مؤمنان را «فروشنده» و جانها و اموال را «متاع» و بهشت را «ثمن» (بها) براى اين معامله قرار داده است. منتها طرز پرداخت اين متاع را با تعبير لطيفى چنين بيان مىكند: «آنها در راه خدا پيكار مىكنند، و دشمنان حق را مىكشند و يا در اين راه كشته مىشوند» و شربت شهادت را مىنوشند. و به دنبال آن به «اسناد» معتبر و محكم اين معامله كه پنجمين ركن است اشاره كرده، مىفرمايد: «اين وعده حقى است بر عهده خداوند كه در سه كتاب آسمانى تورات، انجيل و قرآن آمده است»سپس براى تأكيد روى اين معامله بزرگ اضافه مىكند: «چه كسى وفادارتر به عهدش از خداست»؟ يعنى گرچه بهاى اين معامله فورا پرداخت نمىشود، اما خطرات نسيه را در بر ندارند! چرا كه خداوند به حكم قدرت و توانايى و بىنيازى، از هر كس نسبت به عهد و پيمانش وفادارتر است.
و از همه جالبتر اين كه پس از انجام مراسم اين معامله، همان گونه كه در ميان تجارت كنندگان معمول است، به طرف مقابل تبريك گفته و معامله را معامله پرسودى براى او مىخواهد و مىگويد: «بشارت باد بر شما به اين معاملهاى كه انجام داديد» .
«و اين پيروزى و رستگارى بزرگى براى همه شماست».
(آيه 112)- همان گونه كه روش قرآن مجيد است كه در آيهاى سخنى را به اجمال برگزار مىكند و در آيه بعد به شرح و توضيح آن مىپردازد، در اين آيه مؤمنان را كه فروشندگان جان و مال به خدا هستند با نه صفت بارز معرفى مىكند.
1- «آنها توبه كارانند» (التَّائِبُونَ). و دل و جان خود را به وسيله آب توبه از آلودگى گناه شستشو مىدهند.
2- «آنها عبادت كارانند» (الْعابِدُونَ). و در پرتو راز و نياز با خدا و پرستش ذات پاك او خودسازى مىكنند».
3- «آنها (در برابر نعمتهاى مادى و معنوى پروردگار) سپاس مىگويند» (الْحامِدُونَ).
4- «آنها از يك كانون عبادت و پرستش به كانون ديگرى رفت و آمد دارند» (السَّائِحُونَ).
و به اين ترتيب برنامههاى خودسازى آنان در پرتو عبادت، در محيط محدودى خلاصه نمىشود، و به افق خاصى تعلق ندارد، بلكه همه جا كانون عبوديت پروردگار و خودسازى و تربيت براى آنهاست.
5- «آنها كه در برابر عظمت خدا ركوع مىكنند» (الرَّاكِعُونَ).
6- «آنها كه سر بر آستانش مىسايند و سجده مىآورند» (السَّاجِدُونَ).
7- «آنها كه مردم را به نيكيها دعوت مىكنند» (الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ).
8- «آنها كه (تنها به وظيفه دعوت به نيكى قناعت نمىكنند بلكه) با هر گونه فساد و منكرى مىجنگند» (وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ).
9- «و آنها كه (پس از اداى رسالت امر به معروف و نهى از منكر، به آخرين و مهمترين وظيفه اجتماعى خود يعنى) حفظ حدود الهى، و اجراى قوانين او، و اقامه حق و عدالت قيام مىكنند» (وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ).
پس از ذكر اين صفات نه گانه، خداوند بار ديگر چنين مؤمنان راستين و تربيت يافتگان مكتب ايمان و عمل را تشويق مىكند، و به پيامبرش مىگويد: «اين مؤمنان را بشارت ده» (وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ).



