(آيه 18)- سپس به شرح بعضى از ويژگيها و حوادث آن روز بزرگ پرداخته، مىگويد: «روزى كه در صور دميده مىشود، و شما فوج فوج به (محشر) مىآييد» (يوم ينفخ فى الصور فتأتون افواجا).
از آيات قرآن به خوبى استفاده مىشود كه دو حادثه عظيم به عنوان «نفخ صور» واقع مىشود، در حادثه اول نظام جهان هستى به هم مىريزد، و تمام اهل زمين و همه كسانى كه در آسمانها هستند مىميرند، و در حادثه دوم، جهان نوسازى مىشود، و مردگان به حيات جديد باز مىگردند و رستاخيز بزرگ انجام مىگيرد.
و اين آيه اشاره به نفخ دوم است.
(آيه 19)- و به دنبال آن مىافزايد: «و آسمان گشوده مىشود، و به صورت درهاى متعددى در مىآيد» (و فتحت السماء فكانت ابوابا).
ممكن است منظور از اين «درها» و گشوده شدن آنها اين باشد كه: درهاى عالم «غيب» به عالم «شهود» گشوده مىشود، حجابها كنار مىرود، و عالم فرشتگان به عالم انسان راه مىيابد.
(آيه 20)- و بالاخره در اين آيه وضع كوهها را در قيامت، منعكس كرده، مىفرمايد: «و كوهها به حركت در مىآيد و به صورت سرابى مىشود»! (و سيرت الجبال فكانت سرابا). برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 385
بطورى كه از جمعبندى آيات مختلف قرآن در باره سرنوشت كوهها در قيامت به دست مىآيد، كوهها مراحلى را طى مىكند، نخست كوهها به حركت در مىآيد. (طور/ 10) سپس از جا كنده و سخت در هم كوفته خواهد شد. (حاقّه/ 14) و بعدا به صورت تودهاى از شنهاى متراكم در مىآيد. (مزّمّل/ 14) و بعد به صورت پشم زده شده در مىآيد كه با تندباد حركت مىكند.
(قارعه/ 5) و سپس به صورت گرد و غبار در مىآيد كه در فضا پراكنده مىشود.
(واقعه/ 5 و 6) و بالاخره چنان كه در آيه مورد بحث آمده تنها اثرى از آن باقى مىماند و همچون سرابى از دورنمايان خواهد شد.
(آيه 21)- جهنم كمينگاه بزرگ! بعد از بيان بعضى از دلايل معاد، و قسمتى از حوادث رستاخيز، به سراغ سرنوشت دوزخيان و بهشتيان مىرود، نخست از دوزخيان شروع كرده، مىفرمايد: «مسلما (در آن روز) جهنم كمينگاهى است بزرگ» (ان جهنم كانت مرصادا).
از اين گذرگاه عمومى احدى از سركشان نمىتوانند بگذرند، يا فرشتگان عذاب آنها را مىربايند، و يا جاذبه شديد جهنم.
(آيه 22)- «و محل بازگشتى براى طغيانگران»! (للطاغين مآبا).
(آيه 23)- «مدتهاى طولانى در آن مىمانند» (لابثين فيها احقابا).
(آيه 24)- سپس به گوشه كوچكى از عذابهاى بزرگ جهنم اشاره كرده، مىافزايد: «در آنجا نه چيز خنكى مىچشند (كه گرماى وحشتناك دوزخ را فرو نشاند) و نه نوشيدنى گوارائى» كه عطش شديد آنها را تسكين بخشد (لا يذوقون فيها بردا و لا شرابا).
(آيه 25)- «جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون» (الا حميما و غساقا).
و جز سايه دودهاى غليظ و داغ و خفقانآور آتش كه در آيه 43 سوره واقعه برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 386
آمده است «و ظل من يحموم».
اين در حالى است كه بهشتيان از چشمههاى گواراى شراب طهور به وسيله پروردگارشان سيراب مىشوند. (دهر/ 21)
(آيه 26)- و از آنجا كه ممكن است وجود اين كيفرهاى سخت و شديد در نظر بعضى عجيب آيد، در اين آيه مىافزايد: «اين مجازاتى است موافق و مناسب» اعمالشان (جزاء وفاقا).
چرا چنين نباشد؟ در حالى كه آنها در اين دنيا قلبهاى مظلومان را سوزاندند، روح و جان آنها را به آتش كشيدند و با ظلم و ستم و طغيان خود بر كسى رحم نكردند.
(آيه 27)- سپس به توضيح علت اين مجازات پرداخته، مىفرمايد: «چرا كه آنها هيچ اميدى به حساب (و ترسى از عقاب خداوند) نداشتند» (انهم كانوا لا يرجون حسابا).
و همين بىاعتنائى به حساب و روز جزا مايه طغيان و سركشى و ظلم و ستم آنها شد، و آن ظلم و فساد چنين سرنوشت دردناكى را براى آنان فراهم ساخت.
چرا كه آنها حساب روز قيامت را از برنامه زندگى خود كاملا حذف كرده بودند.
(آيه 28)- و لذا بلافاصله مىافزايد: «و آيات ما را بكلى تكذيب كردند» (و كذبوا بآياتنا كذابا).
هواى نفس آن چنان بر آنها چيره شده بود كه همه آيات بيدارگر الهى را شديدا انكار كردند، تا به هوسهاى سركش خود ادامه دهند، و به خواستهها و تمنيات نامشروع خويش لباس عمل بپوشانند.
(آيه 29)- سپس به عنوان هشدار به اين طغيانگران و هم براى تأكيد بر مسأله وجود موازنه ميان «جرم» و «جريمه» و حاكميت «جزاى وفاق» مىافزايد:
«و ما همه چيز را شمارش و ثبت كردهايم» (و كل شىء احصيناه كتابا). برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 387
تا گمان نكنيد چيزى از اعمال شما بىحساب و مجازات مىماند و نيز هرگز فكر نكنيد اين كيفرهاى شديد غير عادلانه است.
اين حقيقت در بسيارى از آيات قرآن منعكس است.
در يك جا مىفرمايد: «هر كارى را كه انجام دادند در نامههاى اعمالشان ثبت است و هر عمل كوچك و بزرگى نوشته مىشود». (قمر/ 52 و 53) و در جاى ديگر مىخوانيم: ما آنچه را از پيش فرستادهاند و همچنين تمام آثار آنها را مىنويسيم». (يس/ 12) و لذا هنگامى كه نامه اعمال مجرمان را به دست آنها مىدهند فريادشان بلند مىشود، مىگويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ كار كوچك و بزرگى نيست مگر اين كه آن را ثبت و شماره كرده است»؟! (كهف/ 49) اين اعتقاد مانع بزرگى ميان انسان و گناه ايجاد مىكند و از عوامل مهم تربيت محسوب مىشود.
(آيه 30)- در اين آيه، لحن سخن را تغيير داده و از «غيبت» به «خطاب» مبدل نموده، آنها را مخاطب ساخته، و ضمن جمله تهديد آميز و خشم آلود و تكان دهندهاى مىفرمايد: «پس بچشيد كه چيزى جز عذاب بر شما نمىافزائيم»! (فذوقوا فلن نزيدكم الا عذابا).
اين جزاى كسانى است كه وقتى در مقابل دعوت پر مهر انبياى الهى به سوى ايمان و تقوا قرار مىگرفتند، مىگفتند: «براى ما يكسان است مىخواهى اندرز ده، يا اندرز مده»! (شعراء/ 136) در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «اين آيه شديدترين آيهاى است كه در قرآن مجيد در باره دوزخيان آمده است»!
(آيه 31)- بخشى از پاداش عظيم پرهيزكاران در آيات پيشين سخن از سرنوشت طغيانگران و قسمتى از كيفرهاى دردناك آنها و علت اين بدبختى بود، در اينجا به شرح نقطه مقابل آنها پرداخته، از مؤمنان راستين و پرهيزكاران و قسمتى از مواهب آنها در قيامت سخن مىگويد، تا در يك برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 388
مقايسه رويارو ميان اين دو حقايق روشنتر گردد.
نخست مىفرمايد: «براى پرهيزكاران نجات و پيروزى بزرگى است» (ان للمتقين مفازا).
(آيه 32)- سپس به شرح اين فوز و سعادت پرداخته، مىافزايد: «باغهائى سرسبز و (محفوظ با ميوههائى از) انواع انگورها» (حدائق و اعنابا).
در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم: «بهترين ميوههاى شما انگور است».
(آيه 33)- سپس به همسران بهشتى كه يكى ديگر از مواهب پرهيزكاران است اشاره كرده، مىافزايد: «و (براى آنها) حوريانى بسيار جوان و هم سنّ و سال» است (و كواعب اترابا).
(آيه 34)- سپس چهارمين نعمت بهشتى را كه در انتظار پرهيزكاران است چنين شرح مىدهد: «و جامهائى لبريز و پياپى» از شراب طهور! (و كأسا دهاقا).
اما نه شرابى همچون شرابهاى آلوده دنيا كه عقل را مىزدايد، بلكه شرابى كه عقلآور، و نشاط آفرين و جان پرور و روح افزاست.
(آيه 35)- و از آنجا كه سخن از جام و شراب تداعى معنى نامطلوب آن را در دنيا مىكند، در حالى كه شراب بهشتى درست نقطه مقابل شرابهاى شيطانى دنياست بلافاصله مىافزايد: بهشتيان «در آنجا نه سخن لغو و بيهودهاى مىشنوند، و نه دروغى» (لا يسمعون فيها لغوا و لا كذابا).
يكى از مواهب بزرگ معنوى بهشتيان اين است كه در آنجا اثرى از دروغ پردازيها، بيهودهگوييها، تهمتها و افتراها، تكذيب حق و توجيه باطل، و گفتگوهاى ناهنجارى كه قلب پرهيزكاران را در اين دنيا آزار مىدهد وجود نخواهد داشت و به راستى چه زيباست آن محيطى كه اثرى از اين سخنان ناموزون و رنجآور در آن وجود ندارد، و طبق آيه 62 سوره مريم «در آنجا هرگز گفتار لغو و بيهودهاى نمىشنوند و جز سلام در آنجام سخنى نيست».
(آيه 36)- و در پايان ذكر اين نعمتها به نعمت معنوى ديگرى اشاره مىكند برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 389
كه از همه بالاتر است، مىفرمايد: «اين پاداشى است از سوى پروردگارت، و عطيّهاى است كافى» (جزاء من ربك عطاء حسابا).
چه بشارت و نعمتى از اين برتر و بالاتر كه بنده ضعيف، مورد نوازش و الطاف و محبتهاى مولاى كريم خود قرار گيرد.
و به گفته شاعر:
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم لطفها مىكنى اى خاك درت تاج سرم
(آيه 37)- سپس در اين آيه، مىافزايد: «همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان» (رب السماوات و الارض و ما بينهما الرحمن).
در حقيقت، آيه فوق اشارهاى به اين واقعيت است كه اگر خداوند چنين وعدههائى را به متقين مىدهد گوشهاى از آن را در اين دنيا، به صورت رحمت عامش، به اهل آسمانها و زمين نشان داده است.
و در پايان آيه مىفرمايد: «و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بىاجازه او سخنى بگويد» يا شفاعتى كند (لا يملكون منه خطابا).
زيرا آن قدر حساب الهى دقيق و عادلانه است كه جائى براى «چون و چرا» باقى نمىماند.
(آيه 38)- در آيات گذشته قسمتهاى قابل ملاحظهاى از كيفرها و مجازاتهاى طغيانگران و مواهب و پاداشهاى پرهيزكاران در روز رستاخيز بيان شد، در اينجا به معرفى آن روز بزرگ پرداخته، بخشى از اوصاف آن روز و حوادث آن را شرح مىدهد.
مىفرمايد: اينها همه در «روزى (است) كه روح و ملائكه در يك صف مىايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان سخن نمىگويند و (آنگاه كه مىگويند) درست مىگويند» (يوم يقوم الروح و الملائكة صفا لا يتكلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا). برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 390
بدون شك قيام «روح» و «فرشتگان» در آن روز در يك صف، و سخن نگفتن جز به اذن خداوند رحمان، فقط براى اجراى فرمان اوست، آنها در اين جهان نيز «مدبرات امر» و مجرى فرمانهاى او هستند، و در عالم آخرت اين امر آشكارتر و واضحتر و گستردهتر خواهد بود.
و منظور از «روح» در اينجا يكى از فرشتگان بزرگ الهى است كه بر طبق بعضى از روايات حتى از جبرئيل برتر است، چنانكه در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم: «او فرشتهاى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل»! به هر حال اين مخلوق بزرگ الهى در قيامت همراه ملائكه آماده اطاعت فرمان او هستند، چنان هول و اضطراب محشر، همه را فرا گرفته كه هيچ كس را ياراى سخن گفتن نيست.
در حديثى آمده است كه از امام صادق عليه السّلام در باره اين آيه سؤال كردند، فرمود: «روز قيامت به ما اجازه داده مىشود و سخن مىگوئيم».
راوى سؤال مىكند در آن روز شما چه مىگوئيد؟
فرمود: «تمجيد و ستايش پروردگارمان را مىكنيم، و بر پيامبرمان درود مىفرستيم، و براى پيروانمان شفاعت مىكنيم، و خداوند شفاعت ما را رد نمىكند».
از اين روايت استفاده مىشود كه انبياء و امامان معصوم نيز در صف فرشتگان و روح قرار مىگيرند، و از كسانى كه به آنها اجازه سخن گفتن و مدح و ثناى خداوند و شفاعت داده مىشود آنها هستند.
(آيه 39)- سپس اشاره به اين روز بزرگ- كه هم روز قيامت انسانها و هم فرشتگان و هم يوم الفصل و روز كيفر طاغين و پاداش متقين است- كرده، مىفرمايد: «آن روز حق است» (ذلك اليوم الحق).
«حقّ» به معنى چيزى است كه ثابت است، واقعيت دارد و تحقق مىيابد، و اين معنى در باره قيامت كاملا صادق است بعلاوه روزى است كه «حق» هر كس به او داده مىشود، حقوق مظلومان از ظالمان گرفته خواهد شد، و «حقايق» و اسرار برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 391
درون به ظهور مىپيوندند، بنابر اين روزى است به تمام معنى حق.
و چون توجه به اين واقعيت مىتواند مؤثرترين انگيزه انسان براى حركت به سوى پروردگار، و اطاعت فرمان او گردد، بلافاصله مىافزايد: «پس هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش بر مىگزيند» و به سوى او باز مىگردد (فمن شاء اتخذ الى ربه مآبا).
يعنى تمام اسباب اين حركت الهى فراهم است، انبيا به قدر كافى ابلاغ فرمان حق كردهاند، عقل انسانى نيز- كه پيامبرى از درون او است- راه او را روشن كرده سرنوشت طاغيان و پرهيزكاران نيز به خوبى تبيين شده، تنها چيزى كه باقى مانده تصميم قاطع انسان است كه با استفاده از اختيارى كه خدا به او داده است راه را برگزيند و پيش رود.
(آيه 40)- سپس به عنوان تأكيد روى مسأله مجازات مجرمان، و بيان نزديك بودن آن روز بزرگ در برابر كسانى كه آن را دور يا نسيهاش مىپندارند، مىافزايد:
«و ما شما را از عذاب نزديكى بيم داديم»نا انذرناكم عذابا قريبا)
.
امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد: «هر چيزى كه مىآيد قريب و نزديك است».
چرا نزديك نباشد در حالى كه مايه اصلى عذاب الهى اعمال خود انسانها است كه هميشه با آنهاست «و جهنم هم اكنون كافران را احاطه كرده» (عنكبوت/ 54).
و از آنجا كه در آن روز گروه عظيمى غرق حسرت و اندوه شده، نادم و پشيمان مىگردند، حسرتى كه به حالشان سودى نخواهد داشت و ندامتى كه نتيجهاى ندارد، به دنبال اين هشدار مىافزايد: «اين عذاب در روزى خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مىبيند، و كافر مىگويد: اى كاش خاك بودم» و گرفتار عذاب نمىشدم!وم ينظر المرء ما قدمت يداه و يقول الكافر يا ليتنى كنت ترابا)
.
اصولا يكى از بهترين پاداشهاى نيكوكاران، و يكى از بدترين كيفرهاى بدكاران همين اعمال مجسم آنهاست كه همراهشان خواهد بود.
آرى! كار انسانى كه اشرف مخلوقات است گاه بر اثر كفر و گناه به جائى برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 392
مىرسد كه آرزو مىكند در صف يكى از موجودات بىروح و پست باشد.
در آيات قرآن مىخوانيم: كفار و مجرمان هنگامى كه صحنه قيامت و دادرسى پروردگار و جزاى اعمال را مشاهده مىكنند، عكس العملهاى مختلفى نشان مىدهند كه همگى حكايت از شدت تأثر و تأسف آنها مىكند.
گاه مىگويند: «واى بر ما از اين حسرت كه در اطاعت فرمان خدا كوتاهى كرديم» (زمر/ 56).
و گاه مىگويند: «خداوندا! ما را به دنيا بازگردان تا عمل صالح انجام دهيم» (الم سجده/ 12).
و گاه مىگويند: «اى كاش خاك بوديم و هرگز زنده نمىشديم» همان گونه كه در آيات مورد بحث آمده است.
«پايان سوره نبأ»