X
تبلیغات
تفسیر قرآن - سوره انسان
این سايت حاوی تفسیر کل قرآن میباشد که از تفسیر نمونه برگرفته شده است .
سوره دهر (انسان) [76]
اين سوره در «مدينه» نازل شده و 31 آيه دارد
محتواى سوره:
اين سوره از يك نظر به پنج بخش تقسيم مى‏شود:
در بخش اول از آفرينش انسان و خلقت او از نطفه «امشاج» (مختلط) و سپس هدايت و آزادى اراده او سخن مى‏گويد.
در بخش دوم سخن از پاداش ابرار و نيكان است كه شأن نزول خاصى در مورد اهل بيت عليهم السّلام دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
در بخش سوم: دلائل استحقاق اين پاداشها را در جمله‏هايى كوتاه و مؤثر بازگو مى‏كند.
در بخش چهارم به اهميت قرآن، و طريق اجراى احكام آن، و راه پرفراز و نشيب خودسازى اشاره شده.
و در بخش پنجم سخن از حاكميت مشيت الهى (در عين مختار بودن انسان) به ميان آمده است.
براى اين سوره نامهاى متعددى است كه مشهورترين آنها سوره «انسان» و سوره «دهر» و سوره «هل اتى» است كه هر كدام از آنها از يكى از كلمات اوائل سوره گرفته شده، هر چند در رواياتى كه بعدا در فضيلت سوره مى‏خوانيم تنها از «هل اتى» ياد شده است.
فضيلت تلاوت سوره:
در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده است: «كسى كه                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 352
 سوره هل اتى را بخواند پاداش او بر خداوند بهشت و لباسهاى بهشتى است».
و در حديثى از امام باقر عليه السّلام آمده كه «يكى از پاداشهاى كسى كه سوره هل اتى را در هر صبح پنجشنبه بخواند اين است كه در قيامت با پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خواهد بود».
بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
 (آيه 1)- با اين كه بيشترين بحثهاى اين سوره پيرامون قيامت و نعمتهاى بهشتى است، ولى در آغاز آن سخن از آفرينش انسان است چرا كه توجه به اين آفرينش زمينه ساز توجه به قيامت و رستاخيز است، مى‏فرمايد: «آيا (چنين نيست كه) زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود»! (هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا).
منظور از «انسان» در اينجا نوع انسان است، و عموم افراد بشر را شامل مى‏شود.
 (آيه 2)- بعد از اين مرحله، نوبت آفرينش انسان، و موجود قابل ذكر شدن است. مى‏فرمايد: «ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏آزمائيم، (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم» (انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا).
آفرينش انسان از «نطفه مخلوط» ممكن است اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب «اسپرم» و «اوول» بوده باشد همان گونه كه در روايات اهل بيت عليهم السّلام اجمالا به آن اشاره شده است.
يا اشاره به استعدادهاى مختلفى كه در درون نطفه از نظر عامل وراثت از طريق ژنها و مانند آن وجود دارد، و يا اشاره به اختلاط مواد مختلف تركيبى نطفه است، چرا كه از دهها ماده مختلف تشكيل يافته، و يا اختلاط همه اينها با يكديگر.
معنى اخير از همه جامعتر و مناسبتر است.
جمله «نبتليه» اشاره به رسيدن انسان به مقام «تكليف و تعهد و مسؤوليت و آزمايش و امتحان» است و از آنجا كه «آزمايش و تكليف» بدون «آگاهى» ممكن                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 353
 نيست، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مى‏كند كه در اختيار انسانها قرار داده است.
 (آيه 3)- و از آنجا كه تكليف و آزمايش انسان علاوه بر مسأله آگاهى و ابزار شناخت نياز به دو عامل ديگر يعنى «هدايت» و «اختيار» دارد- اين آيه به آن اشاره كرده، مى‏فرمايد: «ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس» (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا).
 «هدايت» در اينجا معنى وسيع و گسترده‏اى دارد كه هم هدايت «تكوينى» را شامل مى‏شود و هم هدايت «فطرى» و هم «تشريعى» را هر چند سوق آيه بيشتر روى هدايت تشريعى است.
 (آيه 4)- در اين آيه، اشاره كوتاه و پرمعنائى به سرنوشت كسانى كه راه كفر و كفران را مى‏پويند كرده، مى‏فرمايد: «ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله‏هاى سوزان آتش آماده كرده‏ايم» (انا اعتدنا للكافرين سلاسل و اغلالا و سعيرا).
ذكر غل و زنجير، و سپس شعله‏هاى سوزان آتش بيانگر مجازات عظيم اين گروه است كه در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده، و عذاب و اسارت در آن جمع است.
 (آيه 5)-
شأن نزول:
سندى بزرگ بر فضيلت اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابن عباس مى‏گويد: «حسن و حسين عليهما السّلام بيمار شدند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند، و به على عليه السّلام گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى.
على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند.
چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند، در حالى كه از نظر مواد غذائى دست خالى بودند على عليه السّلام سه من جو قرض نمود، و فاطمه عليها السّلام يك سوم آن را آرد كرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: «السّلام عليكم اهل بيت محمّد صلّى اللّه عليه و آله سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذائى به من بدهيد».                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 354
 آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند.
روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذائى را آماده كرده بودند (همان نان جوين) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند).
در سومين روز اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على عليه السّلام دست حسن و حسين عليهما السّلام را گرفته بود و خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را مشاهده كرد ديد از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود: اين حالى را كه در شما مى‏بينم براى من بسيار گران است، سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خانه فاطمه عليها السّلام شد ديد در محراب عبادت ايستاده، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده، و چشمهايش به گودى نشسته، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ناراحت شد در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمّد! اين سوره را بگير، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى‏گويد، سپس سوره «هل اتى» را بر او خواند».
بعضى گفته‏اند كه از آيه «ان الابرار» تا آيه «كان سعيكم مشكورا» كه مجموعا هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت.
آنچه را در بالا آورديم نص حديثى است كه با كمى اختصار در «الغدير» آمده است، و در همان كتاب از 34 نفر از علماى معروف اهل سنت نام مى‏برد كه اين حديث را در كتابهاى خود آورده‏اند.
به اين ترتيب روايت فوق از رواياتى است كه در ميان اهل سنت مشهور بلكه متواتر است.
و اما علماى شيعه همه اتفاق نظر دارند كه اين هيجده آيه يا مجموع اين سوره، در ماجراى فوق نازل شده است و همگى بدون استثناء در كتب تفسير يا حديث روايت مربوط به آن را به عنوان يكى از افتخارات و فضائل مهم على عليه السّلام و فاطمه زهرا و فرزندانشان عليهم السّلام آورده‏اند.
                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 355
تفسير:
پاداش عظيم ابرار! در آيات گذشته بعد از آن كه انسانها را به دو گروه «شاكر» و «كفور» يا شكرگزار و كفران كننده تقسيم كرد، اشاره كوتاهى به مجازات و كيفر سخت كفران كنندگان آمده بود، در اينجا به سراغ پاداشهاى شكرگزاران و ابرار (نيكان و پاكان) مى‏رود، و نكات جالبى در اين زمينه يادآورى مى‏كند، نخست مى‏فرمايد: «به يقين ابرار (و نيكان) از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است» (ان الابرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورا).
آيه فوق نشان مى‏دهد كه اين شراب طهور بهشتى بسيار معطر و خوشبو است كه هم ذائقه از آن لذت مى‏برد، و هم شامه.
 (آيه 6)- سپس به سر چشمه‏اى كه اين جام شراب طهور از آن پر مى‏شود اشاره كرده، مى‏افزايد: «از چشمه‏اى كه بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند»! (عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا).
آرى! اين چشمه شراب طهور چنان در اختيار ابرار و عباد اللّه است كه هر جا اراده كنند از همانجا سر بر مى‏آورد، و جالب اين كه در حديثى از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه در توصيف آن فرمود: «اين چشمه‏اى است در خانه پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله كه از آنجا به خانه ساير پيامبران و مؤمنان جارى مى‏شود».
آرى! همان گونه كه در دنيا چشمه‏هاى علم و رحمت از خانه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به سوى بندگان خدا و نيكان سرازير مى‏شود، در آخرت كه تجسم بزرگى از اين برنامه است چشمه شراب طهور الهى از همين بيت وحى مى‏جوشد، و شاخه‏هاى آن به خانه‏هاى مؤمنان سرازير مى‏گردد! و با نوشيدن از اين شراب هرگونه اندوه و ناراحتى و ناخالصى را از درون جان خود مى‏شويند.
 (آيه 7)- در آيات بعد به ذكر اعمال و اوصافى كه «ابرار» و «عباد اللّه» دارند، پرداخته، با ذكر پنج وصف دليل استحقاق آنها را نسبت به اين همه نعمتهاى بى‏مانند توضيح داده، مى‏فرمايد: «آنها به نذر خود وفا مى‏كنند» (يوفون بالنذر).
 «و از روزى كه شر و عذابش گسترده است بيمناكند» (و يخافون يوما كان شره مستطيرا).                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 356
 ترس آنها از شرّ آن روز بزرگ اشاره به ايمانشان به مسأله معاد، و احساس مسؤوليت شديد در برابر فرمان الهى است.
 (آيه 8)- سپس به ذكر سومين عمل شايسته آنها پرداخته، مى‏گويد:
 «و غذاى (خود) را با اين كه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند» (و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا).
اطعام كردن آنها ساده نيست، بلكه توأم با ايثار در هنگام نياز شديد است، و از سوى ديگر اطعامى است گسترده كه انواع نيازمندان را از «مسكين» و «يتيم» و «اسير» شامل مى‏شود، و به اين ترتيب رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است.
ضمنا از آيه فوق به خوبى استفاده مى‏شود كه يكى از بهترين اعمال، اطعام محرومين و نيازمندان است، نه تنها نيازمندان مسلمان كه اسيران بلاد شرك نيز تحت پوشش اين دستور اسلامى قرار گرفته، تا آنجا كه اطعام آنها يكى از كارهاى برجسته «ابرار» شمرده شده است.
 (آيه 9)- اين آيه چهارمين عمل برجسته ابرار را اخلاص مى‏شمرد، و مى‏فرمايد: آنها مى‏گويند: «ما شما را تنها به خاطر خدا اطعام مى‏كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم» (انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء و لا شكورا).
اين برنامه منحصر به مسأله اطعام نيست كه تمام اعمالشان مخلصانه و براى ذات پاك خداوند است و هيچ چشمداشتى به پاداش مردم و حتى تقدير و تشكر آنها نيست و اصولا در اسلام ارزش عمل به خلوص نيّت است، و گر نه اعمالى كه انگيزه‏هاى غير الهى داشته باشد، هيچ گونه ارزش معنوى و الهى ندارد.
 (آيه 10)- و در آخرين توصيف «ابرار» مى‏فرمايد: آنها مى‏گويند: «ما از پروردگارمان خائفيم از آن روز كه عبوس و سخت است» (انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا).
تعبير از روز قيامت به روز «عبوس» (سخت) با اين كه عبوس از صفات انسان است و به كسى مى‏گويند كه قيافه‏اش را در هم كشيده، به خاطر تأكيد بر وضع وحشتناك آن روز است، يعنى آنقدر حوادث آن روز سخت و ناراحت كننده است                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 357
 كه نه تنها انسانها در آن روز عبوسند بلكه گوئى خود آن روز نيز عبوس است.
 (آيه 11)- در اين آيه، به نتيجه اجمالى اعمال نيك و نيات پاكى كه «ابرار» دارند اشاره كرده، مى‏فرمايد: به خاطر اين عقيده و عمل «خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى‏دارد و آنها را مى‏پذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند» (فوقاهم الله شر ذلك اليوم و لقاهم نضرة و سرورا).
بنابر اين، اگر در دنيا به خاطر احساس مسؤوليت از آن روز بيمناك بودند، خداوند در عوض آنها را در آن روز غرق شادمانى و سرور مى‏كند.
 (آيه 12)- پاداشهاى عظيم بهشتى! بعد از اشاره اجمالى در آيات گذشته به نجات «ابرار و نيكان» از عذابهاى دردناك روز قيامت، و رسيدن آنها به لقاى محبوب، در اينجا به شرح اين نعمتهاى بهشتى پرداخته، حد اقل پانزده نعمت را در طى اين آيات بر مى‏شمرد:
نخست از مسكن و لباس اين بهشتيان سخن مى‏گويد، مى‏فرمايد: خداوند «در برابر صبرشان بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى‏دهد» (و جزاهم بما صبروا جنة و حريرا).
نه تنها در اين آيه، كه در آيات ديگر قرآن نيز به اين حقيقت تصريح شده كه پاداشهاى قيامت در مقابل صبر و شكيبائى انسان است- صبر در طريق اطاعت، صبر در برابر معصيت، و صبر و استقامت در برابر مشكلات و مصائب.
در آيه 24 سوره رعد مى‏خوانيم، فرشتگان به بهشتيان چنين خوشامد مى‏گويند:
سلام عليكم بما صبرتم درود بر شما به خاطر صبر و استقامتى كه داشتيد».
 (آيه 13)- سپس مى‏افزايد: «اين در حالى است كه در بهشت بر تختهاى زيبا تكيه كرده‏اند نه آفتاب را در آنجا مى‏بينند، و نه سرما را» (متكئين فيها على الارائك لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا).
نه اين كه خورشيد و ماه در آنجا وجود نداشته باشد، بلكه تابش ناراحت كننده خورشيد وجود ندارد، با وجود سايه‏هاى درختان بهشتى.
 «آلوسى» مفسر معروف اهل سنت در «روح المعانى» در حديثى از ابن عباس                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 358
 چنين نقل مى‏كند: «هنگامى كه بهشتيان در بهشت هستند ناگهان نورى همچون نور آفتاب مشاهده مى‏كنند كه صحنه بهشت را روشن ساخته، بهشتيان به رضوان (فرشته مأمور بهشت) مى‏گويند: اين نور چيست با اين كه پروردگار ما فرموده: «در بهشت نه آفتاب را مى‏بينند و نه سرما را»؟
او در پاسخ مى‏گويد: «اين نور خورشيد و ماه نيست، ولى على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام خندان شده‏اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است»!
 (آيه 14)- در ادامه اين نعمتها مى‏افزايد: «و در حالى است كه سايه‏هاى درختان بهشتى بر آنها فرو افتاده، و چيدن ميوه‏هايش بسيار آسان است» (و دانية عليهم ظلالها و ذللت قطوفها تذليلا).
نه مشكلى وجود دارد، نه خارى در دست مى‏رود، و نه احتياج به تلاش و حركتى براى چيدن ميوه‏هاست!
 (آيه 15)- در اين آيه به توضيح قسمتى از چگونگى پذيرائى از اين ميهمانان بهشتى خدا و وسائل پذيرائى آنها، و پذيرائى كنندگان پرداخته، مى‏فرمايد: «و در گرداگرد آنها ظرفهائى سيمين و قدحهائى بلورين مى‏گردانند» پر از بهترين غذاها و نوشيدنيها (و يطاف عليهم بآنية من فضة و اكواب كانت قواريرا).
 (آيه 16)- «ظرفهاى بلورينى از نقره! كه آنها را به اندازه مناسب آماده كرده‏اند» (قواريرا من فضة قدروها تقديرا).
در اين ظرفها انواع غذاهاى بهشتى، و در آن قدحهاى بلورين انواع نوشيدنيهاى لذت بخش و نشاط آفرين، به مقدارى كه مى‏خواهند و علاقه دارند موجود است، و خدمتكاران بهشتى پيوسته گرد آنها دور مى‏زنند و به آنها عرضه مى‏كنند.

 (آيه 17)- سپس مى‏افزايد: «و در آنجا از جامهائى سيراب مى‏شوند كه لبريز از شراب طهورى آميخته با زنجبيل است» (و يسقون فيها كأسا كان مزاجها زنجبيلا).
بسيارى از مفسران تصريح كرده‏اند كه عرب جاهلى از شرابهائى كه آميخته با زنجيل بود لذت مى‏برد زيرا كه تندى مخصوصى به شراب مى‏داد، و قرآن در اينجا از جامهائى سخن مى‏گويد كه شراب طهورش با زنجبيل آميخته است، ولى بديهى                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 359
 است ميان اين شراب و آن شراب تفاوت از دنيا تا آخرت است!
 (آيه 18)- سپس مى‏افزايد: اين جامها «از چشمه‏اى در بهشت كه نامش سلسبيل است» پر مى‏شود (عينا فيها تسمى سلسبيلا).
 «سلسبيل» نوشيدنى بسيار لذيذى را مى‏گويند كه به راحتى در دهان و گلو جارى مى‏شود و كاملا گواراست.
 (آيه 19)- سپس از پذيرائى كنندگان اين بزم پر سرور كه در جوار رحمت حق در بهشت برين برپا مى‏شود سخن به ميان آورده، مى‏گويد: «و برگردشان (براى پذيرائى) نوجوانانى جاودانى مى‏گردند كه هر گاه آنها را ببينى گمان مى‏كنى مرواريد پراكنده‏اند»! (و يطوف عليهم ولدان مخلدون اذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤا منثورا).
هم خودشان در بهشت جاودانى هستند، و هم طراوت و زيبائى و نشاط جوانى آنها جاودانى است، و هم پذيرائى كردن آنان.
تعبير به «لؤلؤا منثورا» (مرواريدهاى پراكنده) اشاره‏اى است به زيبائى و صفا و درخشندگى و جذابيت آنها، و هم حضورشان در همه جاى اين بزم الهى و روحانى.
 (آيه 20)- و از آنجا كه نعمتهاى جهان ديگر به وصف نمى‏آيد- هر قدر الفاظ گويا و رسا باشد- در اين آيه به صورت سر بسته مى‏افزايد: «و هنگامى كه آنجا را ببينى نعمتها و ملك عظيمى را مى‏بينى»! (و اذا رأيت ثم رأيت نعيما و ملكا كبيرا).
 (آيه 21)- تا اينجا به قسمتى از نعمتهاى بهشتى از قبيل «مساكن» و «تختها» و «سايه‏ها» و «ميوه‏ها» و «نوشيدنيها» و «ظرفها» و «گروه پذيرائى كنندگان» اشاره شد، اكنون نوبت وسائل تزيينى بهشتيان است.
مى‏فرمايد: «بر اندام آنها لباسهائى است از حرير نازك سبز رنگ، و از ديباى ضخيم» (عاليهم ثياب سندس خضر و استبرق).
سپس مى‏افزايد: «و با دستبندهائى از نقره آراسته‏اند» (و حلوا اساور من فضة).
نقره‏هائى شفاف كه همچون بلور مى‏درخشد، و از ياقوت و درّ و مرواريد زيباتر است.
و سر انجام در پايان آيه به عنوان آخرين و مهمترين نعمت از اين سلسله                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 360
 نعمتها مى‏فرمايد: «و پروردگارشان شراب طهور به آنان مى‏نوشاند» (و سقاهم ربهم شرابا طهورا).
در حديثى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه: اين شراب «قلب و جان آنها را از همه چيز جز خداوند پاك مى‏كند».
و از حديثى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده استفاده مى‏شود كه چشمه شراب طهور بر در بهشت قرار دارد: «جرعه‏اى از اين شراب طهور به آنها داده مى‏شود و خدا به وسيله آن قلوب آنها را از حسد (و هرگونه صفات رذيله) پاك مى‏سازد».
 (آيه 22)- و در اين آيه، آخرين سخن را در اين زمينه بيان كرده، مى‏فرمايد:
از سوى خدا به آنها گفته مى‏شود: «اين پاداش شماست، و سعى و تلاش شما (در طريق اطاعت فرمان حق) مورد قدردانى است» (ان هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورا).
مبادا كسى تصور كند كه اين مواهب و پاداشهاى عظيم را بى‏حساب مى‏دهند، اينها همه جزاى سعى و عمل و پاداش مجاهدتها و خودسازيها و چشم پوشى از گناه است.
 (آيه 23)- پنج دستور مهم براى موفقيت در اجراى حكم خدا آيات اين سوره از آغاز تا كنون در باره خلقت انسان و سپس معاد و رستاخيز او سخن مى‏گفت، در اينجا روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، دستورات مؤكدى براى هدايت انسانها و صبر و مقاومت در اين راه به او مى‏دهد، در واقع اين آيات راه وصول به آن همه نعمتهاى بى‏مانند را نشان داده است كه تنها از طريق تمسك به قرآن و پيروى از رهبرى چون پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و الهام گرفتن از دستورات او امكان پذير است.
نخست مى‏فرمايد: «مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم» (انا نحن نزلنا عليك القرآن تنزيلا).
 (آيه 24)- سپس پنج دستور مهم به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مى‏دهد كه نخستين آن دعوت به صبر و استقامت است، مى‏فرمايد: «سپس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا (و با استقامت) باش» (فاصبر لحكم ربك).                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 361
 از مشكلات و موانع راه و كثرت دشمنان و سرسختى آنها ترس و هراسى به خود راه مده، و همچنان به پيش حركت كن.
و در دومين دستور، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از هرگونه سازش با منحرفان بر حذر داشته، مى‏گويد: «و از هيچ گنهكار يا كافرى از آنان اطاعت مكن» (و لا تطع منهم آثما او كفورا).
در حقيقت اين حكم دوم تأكيدى است بر حكم اول چرا كه جمعيت دشمنان تلاش مى‏كردند كه از طرق مختلف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در مسير باطل به سازش بكشانند، چنانكه نقل شده كه «عتبة بن ربيعه» و «وليد بن مغيره» به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‏گفتند: از دعوت خود بازگرد، ما آنقدر ثروت در اختيار تو مى‏گذاريم كه راضى شوى، و زيباترين دختران عرب را به همسرى تو در مى‏آوريم، و پيشنهادهاى ديگرى از اين قبيل، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان يك رهبر بزرگ راستين بايد در برابر اين وسوسه‏هاى شيطانى، يا تهديداتى كه بعد از بى‏اثر ماندن اين تطميعات عنوان مى‏شود، صبر و استقامت به خرج دهد، نه تسليم تطميع گردد، و نه تهديد.
 (آيه 25)- ولى از آنجا كه صبر و استقامت در برابر هجوم اين مشكلات عظيم كار آسانى نيست و پيمودن اين راه دو توشه خاصى لازم دارد، در اين آيه مى‏افزايد:
 «و نام پروردگارت را هر صبح و شام به يادآور» (و اذكر اسم ربك بكرة و اصيلا).
 (آيه 26)- «و در شبانگاه براى او سجده كن، و مقدار طولانى از شب او را تسبيح گوى» (و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا).
تا در سايه آن «ذكر» و اين «سجده» و «تسبيح» نيروى لازم و قدرت معنوى و پشتوانه كافى براى مبارزه با مشكلات اين راه فراهم سازى.
دو آيه فوق در حقيقت بيانگر لزوم توجه شبانه روزى و مستمر به ذات مقدس پروردگار است.
در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه دستورهاى پنجگانه آيات فوق گرچه به صورت برنامه‏اى براى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ذكر شده، ولى در حقيقت سرمشقى است براى همه كسانى كه در مسير رهبرى معنوى و انسانى جامعه بشرى گام بر مى‏دارند.                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 362
 آنها بايد بدانند بعد از اطمينان و ايمان كامل به هدف و رسالتى كه دارند لازم است صبر و استقامت پيشه كنند، و از انبوه مشكلات راه، وحشت نداشته باشند.
و در مرحله بعد بايد در برابر وسوسه‏هاى شياطينى كه مصداق آثم و كفورند، و با انواع حيل و تزوير سعى در منحرف ساختن رهبران و پيشوايان مى‏كنند، تا رسالت آنها عقيم ماند، با كمال قدرت مقاومت كنند، نه فريب تطميع را بخورند و نه واهمه‏اى از تهديد به خود راه دهند.
و در تمام مراحل براى كسب قدرت روحى، و نيروى اراده، عزم راسخه، و تصميم آهنين، هر صبح و شام به ياد خدا باشند، و پيشانى را بر درگاهش بسايند، مخصوصا از عبادتهاى شبانه و راز و نياز با او مدد گيرند كه اگر اين امور رعايت شود پيروزى حتمى است، و اگر در پاره‏اى از مراحل مصيبت و شكستى رخ دهد در پرتو اين اصول مى‏توان آنها را جبران كرد، برنامه زندگى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و دعوت و رسالت او سرمشق مؤثرى براى رهروان اين راه است.
 (آيه 27)- اين يك هشدار است، و انتخاب راه با شماست! در آيات گذشته به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هشدار داده شده كه تحت تأثير افراد «آثم» و «كفور» (مجرم و كافر) هرگز واقع نشود.
در اينجا معرفى بيشترى از آنها كرده، مى‏گويد: «آنها زندگى زود گذر دنيا را دوست دارند، در حالى كه روز سختى را در پشت سر خود رها مى‏كنند» و ناديده مى‏گيرند! (ان هؤلاء يحبون العاجلة و يذرون وراءهم يوما ثقيلا).
سنگين از نظر محاسبه، از نظر طول زمان و فضاحت و رسوايى.
افق افكار آنها از خور و خواب و شهوت فراتر نمى‏رود، و آخرين نقطه ديد آنها همين لذائذ بى‏قيد و شرط مادى است، و عجيب اين كه مى‏خواهند روح بزرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نيز با همين مقياس بسنجند.
 (آيه 28)- در اين آيه به آنها هشدار مى‏دهد كه از نيرو و قدرت خود مغرور نشوند كه اينها را همه خدا داده، و هر زمان بخواهد بسرعت بازپس مى‏گيرد.
مى‏فرمايد: «ما آنها را آفريديم، و پيوندهاى وجودشان را محكم كرديم (به                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 363
 آنها قوت و قدرت بخشيديم) و هر زمان بخواهيم جاى آنها را به گروه ديگرى مى‏دهيم» (نحن خلقناهم و شددنا اسرهم و اذا شئنا بدلنا امثالهم تبديلا).
به راستى قرآن در اينجا انگشت روى نقطه حساسى گذارده، و آن پيوندهاى مختلف اجزاى وجود بشر است از عصبهاى كوچك و بزرگ كه همچون طنابهاى آهنين عضلات را به يكديگر مربوط مى‏سازد گرفته، تا رباطها و عضلات مختلف، آن چنان قطعات كوچك و بزرگ استخوان و گوشتهاى اندام انسان را به يكديگر محكم بسته كه از مجموع آنها يك واحد كاملا منسجم- كه آماده انجام هرگونه فعاليتى است- ساخته، اما روى هم رفته اين جمله كنايه از قدرت و قوت است.
اين آيه در ضمن غنا و بى‏نيازى ذات پاك خدا را، از آنها، و از اطاعت و ايمانشان، روشن مى‏سازد، تا بدانند اگر اصرارى براى ايمان آنهاست، در حقيقت لطف و رحمتى است از ناحيه پروردگار.
 (آيه 29)- سپس به كل بحثهائى كه در اين سوره آمده است- كه مجموعا يك برنامه جامع سعادت را ارائه مى‏دهد- اشاره كرده، مى‏گويد: «اين يك تذكر و يادآورى است، و هر كس بخواهد (با استفاده از آن) راهى به سوى پروردگارش برمى‏گزيند» (ان هذه تذكرة فمن شاء اتخذ الى ربه سبيلا).
وظيفه ما نشان دادن راه است، نه اجبار بر انتخاب، اين شما هستيد كه بايد با عقل و درك خود، حق را از باطل تشخيص دهيد، و با اراده و اختيار خود تصميم بگيريد.
اين در حقيقت تأكيدى است بر آنچه در آغاز سوره گذشت كه فرمود: «ما راه را به او نشان داديم، خواه پذيرا شود و شكر اين نعمت را به جا آورد، يا روى گرداند و كفران كند».
 (آيه 30)- و از آنجا كه ممكن است افراد كوته فكر از تعبير فوق نوعى تفويض و واگذارى مطلق به بندگان تصور كنند، در اين آيه براى نفى اين توهّم مى‏افزايد: «و شما هيچ چيز را نمى‏خواهيد مگر اين كه خدا بخواهد» (و ما تشاؤن الا ان يشاء الله).
 «چرا كه خداوند دانا و حكيم بوده و هست» (ان الله كان عليما حكيما).                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 364
 و اين در حقيقت اثبات اصل معروف «الامر بين الامرين» است، از يك سو مى‏فرمايد: «خدا راه را نشان داده و انتخاب با شماست» و از سوى ديگر مى‏افزايد:
 «انتخاب شما منوط به مشيت الهى است» يعنى شما استقلال كامل نداريد بلكه قدرت و توان و آزادى اراده شما همه به خواست خدا و از ناحيه اوست، و هر زمان اراده كند مى‏تواند اين قدرت و آزادى را سلب كند.
به اين ترتيب نه «تفويض» و واگذارى كامل است و نه «اجبار» و سلب اختيار، بلكه حقيقتى است دقيق و ظريف در ميان اين دو يا به تعبير ديگر: نوعى آزادى وابسته به مشيت الهى است، كه هر لحظه بخواهد مى‏تواند آن را باز پس گيرد، تا هم بندگان بتوانند بار تكليف و مسؤوليت را كه رمز تكامل آنهاست بر دوش گيرند و هم خود را بى‏نياز از خداوند تصور نكنند.
ذيل آيه كه مى‏فرمايد: (ان الله كان عليما حكيما) نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد چرا كه علم و حكمت خدا ايجاب مى‏كند بندگان را در پيمودن راه تكامل آزاد بگذارد، و گر نه تكامل اجبارى و تحميلى تكامل نيست، به علاوه علم و حكمت او اجازه نمى‏دهد كه افرادى را مجبور به كار خير و افرادى را مجبور به كار شرّ كند، و بعد گروه اول را پاداش دهد، و گروه دوم را مجازات كند.
 (آيه 31)- و سر انجام در آخرين آيه اين سوره، به سرنوشت نيكوكاران و بدكاران در يك جمله كوتاه و پر معنى اشاره كرده، مى‏فرمايد: خدا «هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) در رحمتش وارد مى‏كند، و براى ظالمان عذاب دردناكى آماده ساخته است» (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمين اعد لهم عذابا اليما).
جالب اين كه در آغاز آيه مى‏گويد: «هر كس را بخواهد در رحمت خود وارد مى‏كند» ولى در پايان آيه، عذاب را روى ظالمان متمركز مى‏سازد، و اين نشان مى‏دهد كه مشيت او بر عذاب به دنبال مشيت انسان بر ظلم و گناه است، و به قرينه مقابله روشن مى‏شود كه مشيت او در رحمت نيز به دنبال اراده انسان در ايمان و عمل صالح و اجراى عدل است، و جز اين از حكيم نمى‏توان انتظار داشت.

پايان سوره دهر (انسان)