X
تبلیغات
تفسیر قرآن - سوره عاديات
این سايت حاوی تفسیر کل قرآن میباشد که از تفسیر نمونه برگرفته شده است .
سوره عاديات [100]
اين سوره در «مدينه» نازل شده و داراى 11 آيه است‏
محتوا و فضيلت سوره:
در آغاز سوره سوگندهاى بيدار كننده‏اى را ذكر مى‏كند، و بعد از آن سخن از پاره‏اى از ضعفهاى نوع انسان همچون كفر و بخل و دنيا پرستى به ميان مى‏آورد، و سر انجام با اشاره كوتاه و گويائى به مسأله معاد، و احاطه علمى خداوند به بندگان، سوره را پايان مى‏دهد.
در فضيلت تلاوت اين سوره از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده است: «هر كس آن را تلاوت كند به عدد هر يك از حاجيانى كه (شب عيد قربان) در «مزدلفه» توقف مى‏كنند و در آنجا حضور دارند ده حسنه به او داده مى‏شود.
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم: «هر كس سوره «و العاديات» را بخواند، و بر آن مداومت كند، خداوند روز قيامت او را با امير مؤمنان على عليه السّلام مبعوث مى‏كند و در جمع او و ميان دوستان او خواهد بود».
ناگفته پيداست كه اين همه فضيلت براى آنهاست كه آن را برنامه زندگى خويش قرار دهند و به تمام محتواى آن ايمان دارند و عمل مى‏كنند.
بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
شأن نزول:
در حديثى آمده است كه: اين سوره بعد از جنگ «ذات السلاسل» نازل شد و ماجرا چنين بود:                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 562
 در سال هشتم هجرت به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خبر دادند كه دوازده هزار سوار در سرزمين «يابس» جمع شده، و با يكديگر عهد كرده‏اند كه تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام را به قتل نرسانند و جماعت مسلمين را متلاشى نكنند از پاى ننشينند! پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جمع كثيرى از ياران خود را به سر كردگى بعضى از صحابه به سراغ آنها فرستاد، ولى بعد از گفتگوهائى بدون نتيجه بازگشتند، سر انجام پيامبر، على عليه السّلام را با گروه كثيرى از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت، آنها بسرعت به سوى منطقه دشمن حركت كردند و شبانه راه مى‏رفتند، و صبحگاهان دشمن را در حلقه محاصره گرفتند، نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند چون نپذيرفتند هنوز هوا تاريك بود كه به آنها حمله كردند و آنان را در هم شكستند، عده‏اى را كشتند، و زنان و فرزندانشان را اسير كردند، و اموال فراوانى به غنيمت گرفتند.
سوره عاديات نازل شد در حالى كه هنوز سربازان اسلام به مدينه بازنگشته بودند، پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن روز براى نماز صبح آمد، و اين سوره را در نماز تلاوت فرمود.
بعد از پايان نماز اصحاب عرض كردند: اين سوره‏اى است كه ما تا به حال نشنيده بوديم! فرمود: آرى، على عليه السّلام بر دشمنان پيروز شد، و جبرئيل ديشب با آوردن اين سوره به من بشارت داد- چند روز بعد على عليه السّلام با غنائم و اسيران به مدينه وارد شد.
 (آيه 1)- سوگند به جهادگران بيدار! گفتيم اين سوره با سوگندهاى بيدارگرى آغاز شده، نخست مى‏فرمايد: «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفس زنان پيش مى‏رفتند» (و العاديات ضبحا).
يا به شتران حاجيان كه از سرزمين «عرفات» به «مشعر الحرام» و از «مشعر» نفس زنان به سوى «منى» حركت مى‏كنند سوگند.
و اين تفسير از جهاتى مناسبتر به نظر مى‏رسد، و در روايات اهل بيت عليهم السّلام نيز وارد شده.
 (آيه 2)- سپس مى‏افزايد: «و سوگند به افروزندگان جرقه آتش» در برخورد سمهايشان با سنگهاى بيابان (فالموريات قدحا).                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 563
 اسبان مجاهدانى كه چنان با سرعت به سوى ميدان نبرد حركت مى‏كنند كه از اثر برخورد سمّ آنها به سنگهاى بيابان جرقه‏ها مى‏پرد، يا شترانى كه بسرعت به مواقف حج مى‏دوند و سنگها و ريگها از زير پاى آنها پريده و بر اثر برخورد به سنگهاى ديگر توليد جرقه مى‏كند.
 (آيه 3)- سپس در سومين سوگند، مى‏فرمايد: «و سوگند به هجوم آوران سپيده دم» (فالمغيرات صبحا).
 (آيه 4)- سپس به يكى ديگر از ويژگيهاى اين مجاهدان و مركبهاى آنها اشاره كرده، مى‏افزايد: آن چنان بر دشمن هجوم سريع مى‏برند «كه گرد و غبار به هر سو پراكندند» (فاثرن به نقعا).
يا اين كه بر اثر هجوم شتران حاجيان از مشعر الحرام به سوى منى، گرد و غبار از هر سو پراكنده مى‏شود.
 (آيه 5)- و در آخرين ويژگى از ويژگيهاى آنها مى‏فرمايد: «و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند» (فوسطن به جمعا).
چنان هجوم آنها غافلگيرانه و برق آسا بود كه در چند لحظه صفوف دشمن را از هم شكافته و به قلب آنها هجوم بردند، و جمعيت آنها را از هم متلاشى كردند، و اين نتيجه همان سرعت عمل و بيدارى و آمادگى و شهامت و شجاعت است.
و يا اشاره به ورود حاجيان از «مشعر» به قلب «منى» است.
از اينجا روشن مى‏شود كه جهاد آن چنان عظمتى دارد كه حتى نفسهاى اسبهاى مجاهدان شايسته سوگند است، و همچنين جرقه‏هاى ناشى از برخورد سمشان به سنگها، و همچنين گرد و غبارى كه در فضا پخش مى‏كنند، آرى گرد و غبار صحنه جهاد هم پر ارزش و با عظمت است.
 (آيه 6)- بعد از اين سوگندهاى عظيم به پاسخ قسم، يعنى چيزى كه سوگندها به خاطر آن ياد شده است پرداخته، مى‏فرمايد: «مسلما انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است» (ان الانسان لربه لكنود).
همان انسان تربيت نايافته، همان انسانى كه انوار معارف الهى و تعليمات انبيا                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 564
 بر قلبش نتافته، و بالاخره همان انسانى كه خود را تسليم غرائز و شهوات سركش نموده است او مسلما «ناسپاس» و «بخيل» است.
تعبير «انسان» در اين گونه موارد به معنى انسانهاى شرور هوى پرست سركش و طغيانگر است.
 (آيه 7)- سپس مى‏افزايد: «و او خود (نيز) بر اين معنى گواه است» (و انه على ذلك لشهيد). چرا كه انسان نسبت به نفس خويش بصيرت دارد، و اگر صفات درونى خود را از هر كس بتواند پنهان كند از خدا و وجدان خويش نمى‏تواند مخفى دارد، خواه به حقيقت اعتراف كند يا نه!
 (آيه 8)- در اين آيه مى‏افزايد: «و او علاقه شديد به مال دارد» (و انه لحب الخير لشديد). و همين علاقه شديد و افراطى او به مال و ثروت سبب بخل و ناسپاسى و كفران او مى‏شود.
اطلاق «خير» بر «مال» به خاطر آن است كه در حد ذات خود چيز خوبى است، و مى‏تواند وسيله انواع خيرات گردد، ولى انسان ناسپاس و بخيل آن را از هدف اصليش بازداشته، و در مسير خود خواهى و خود كامگى به كار مى‏گيرد.
 (آيه 9)- سپس به صورت يك استفهام انكارى توأم با تهديد، مى‏فرمايد:
 «آيا (اين انسان ناسپاس و بخيل و دنياپرست) نمى‏داند در آن روز تمام كسانى كه در قبرها هستند برانگيخته مى‏شوند» (ا فلا يعلم اذا بعثر ما فى القبور).
 (آيه 10)- «و آنچه در درون سينه‏ها (از كفر و ايمان، اخلاص و ريا، كبر و تواضع، نيات خير و سوء) است آشكار مى‏گردد» (و حصل ما فى الصدور).
 (آيه 11)- «در آن روز پروردگارشان از آنها (و اعمال و نياتشان) كاملا باخبر است» و بر طبق آن به آنها كيفر مى‏دهد (ان ربهم بهم يؤمئذ لخبير).
آرى! خداوند هميشه و در همه حال از اسرار درون و برون بطور كامل آگاه است ولى اثر اين آگاهى در قيامت و به هنگام پاداش و كيفر ظاهرتر و آشكارتر مى‏گردد. و اين هشدارى است به همه انسانها كه اگر به راستى به آن ايمان داشته باشند سدّ نيرومندى در ميان آنان و گناهان ايجاد مى‏كند.

 «پايان سوره عاديات»